سسللللللللللللللااااااااااام ..خوبین ؟ ...منم خوبم ..
1).تازه از hen party برگشتم ! از این مهمونی های خاله زنکا رو می گم که فقط توش از شوهر و طلا جواهرو لوازم خونه حرف می زنن ....هر چند اسمش ختم انعام بود و یه خانومی اومد یه ذره این مرفحان بی دردو که کلی از خودشون طلا و جواهر آویزون کرده بودن نصیحت کنه و در مورد بهشت و جهنم صحبت کرد ...منم که مسئول مهدکودک بودم ...بچه ها رو جمع کردم توی اتاقو کلی سرگرمشون کردم ! بازی کردیم ....عکس گرفتیم ..حیف که خودم توی عکسا هستم وگرنه می ذاشتم که ببینین ! از مصاحبت با بچه ها بیشتر لذت بردم تا خانوما ..هرچند کلی هم در بخش آشپزخانه کمک کردم ! یکی از این دختر بچها اسمش ریحانه بود ..8 سال داشت...خیلی عین فرشته ها بود ...رفته بود به مامانش گفته بود ..مامان امروز یه دوست جدید پیدا کردم ! .....(چه دوستی ! )
2)نشونه ها ! ...نشونه ها رو دنبال کن ! کاری که 4 روز پیش کردم ....باورکردنی نیست!
3)یکی از همکلاسیم برای تعطیلات از انگلیس برگشته ....5 هفته می مونه ایران ..دیروز برام یه بسته ی بزرگ شکلات آورد ..اینقدر خوشحال شده بودم که نگو ..از اینکه منو فراموش نکرده بود و به یادم بود خیلی خوشحال شدم ! .....
4)از دوست دیگه ای می خوام حرف بزنم ...دوستم روشندله ! شاید ظاهرا نبینه ...اما توی درونش چیزی داره که هزار تا آدم بینا مثل ما اونو نداریم ! چیز عجیبی رو یادم داده ! و منم با کمال میل انجامش دادم و خیلی جالبه ...انگار در ها .....راه ها باز شدن !..... عجیبا از خدا و قوانین الهیو و آدما!
5)دوستان ..وبلاگ قبلی حذف شده ..پس اگه می شه لینک قبلی رو بردارین و این جدیده رو با اسم جدید وبلاگ، بذارین ! خیلی ممنون و هر کسی که لینکش نیست بدونین که از قلم فقط افتاده ..بیاد بگه تا بذارم !
6)در بالاترین و باریک ترین شاخه ی درخت کهنسال پوسیده ی موریانه زده ...جوانه ای سبز شده !
دعا: الهی آتنا المرغاناً للاهن الپارتی و افزون الشکلات الخارحیه همراهه !
پیام: برای پیدا کردنش جای دور نرو ...همین نزدیکاست ....خیلی نزدیک !
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 22:8 توسط اسکلت رقصان
|